از او ...به سوی او

چیزی بسان نور

شاید شبیه خیسی شبنم به روی برگ

یا رد پای شاپرکی در هوای صبح

گویی میان سینه من جای کرده است

عطری مشام جان مرا مست می کند

نوری دو چشم عاشق من را ربوده است

دیگر هوای این دل من ، جور دیگری ست

دل را قرار نیست